من یک زن دویست ساله هستم
من متولد قرن بیست هستم و از شانس بد ( شاید هم از خوش شانسی) الآن دارم در قرن بیست و یک زندگی میکنم یعنی تا اینجای کار حداقل باید صد سال داشته باشم . وقتی هنوز در خیابانهای قرن بیست قدم میزدم و از هوای همان قرن تنفس میکردم اتفاقات عجیب و غریبی را در دنیا شاهد بودم .مثل : به خاک و خون کشیده شدن کعبه ، فروپاشی دیوار برلین ، فرو پاشی کمونیسم ، ورود کامپیوتر به زندگی ، تسخیر فضا (البته این یکی را خودم شاهد نبودم ولي بهرحال در قرن بیست اتفاق افتاده ) فرو پاشی رژیم سلطنتی شاه ، آغاز انقلاب ، تعطیلی دانشگاهها و انقلاب فرهنگی ، ترورها ، اعدامها ، جنگ ، تحریم اقتصادی ، قطعنامه ۵۹۸ ، رحلت حضرت امام ره) ، و ... خیلی چیزهای دیگر را هم شاهد بوده و تجربه کرده ام که گاهی واقعا دردناک بوده مثل از دست دادن پدربزرگ و مادربزرگم و شهادت برادرم در جنگ و .. در قرن بیست و یک هم که هنوز مدت زیادی از شروع آن نگذشته اتفاقاتی افتاده مثل دستیابی کشورم به انرژی هسته ای ( که از افتخارات هر ایرانی است ) پیشرفتهای علمی فراوان در مجامع بین المللی ، شیوع انقلاب مخملی و البته شیوع انواع بیماریها مثل آنفولانزای مرغی و آنفولانزای خوکی و ایدز و تب چچنی و تب کانگویی و ...هزار مرگ و زهرمار دیگر.. کلا من و همسن و سالهایم نسل عجیبی بوده ایم ( و هستیم ). شاید در روی کره خاکی هرچند قرن ، فقط یکبار نسلی مثل نسل ما روی کار بیاید که با سن کم شاهد اینهمه وقایع باشد . نسلی که دویست یا حتی سیصد سال تجربه را در سه یا چهار دهه تجربه کرد. برای مثال بطور میانگین هر آدمی در دنیا شصت شصت سال سن لازم دارد تا " جنگ " را ببیند. چهل سال سن لازم دارد تا " انقلاب " ببیند .سی سال سن لازم دارد تا مرگ یکی از اعضای خانوده اش را ببیند . در طول تاریخ بشر فقط یکبار امکان دارد دیوار برلین از هم بپاشد. اوووهوووو من چقدر وقایع عجیب دیده ام حالا با یک حساب سر انگشتی میتوان نتیجه گرفت که من و همسالانم در سه یا چهار دهه ی زندگی همه اینها را تجربه کردیم . ضمن آنکه یک قرن را هم پشت سر گذاشتیم . فکرش را بکنید من در همین مدت عمرم عوض شدن شش رییس جمهور را در کشورم دیده ام و عوض شدن بیش از دویست وزیر را .( شاید هم کمی بیشتر یا کمتر . دقیق حساب نکرده ام .) البته در این بین شاهد بی عدالتیهای زیادی هم بوده ام که اگر بخواهم این بی عدالتیها را در سطح دنیا بشمارم نیاز به مثنوی هفتاد من کاغذ دارم و اصلا به دردم هم نمیخورد . اما ترجیح میدهم در حوزه ی تخصصی خودم یعنی شعر به بیان این بی عدالتیها بپردازم . و جشنواره رضوی و جشنواره ی بین المللی !!!!!!!!!! شعر فجر بهترین بهانه های من برای پرداختن به این بیعدالتیها در حوزه ی شعر خراسان رضوی ست . در پست بعدی در اینمورد بیشتر صحبت خواهم کرد . از ناداوری ها .. جفاها .. بایکوت شاعران مطرح و خوب .... روی کار آمدن باندها و باند بازهای مختلف ...شورای شعر کذایی و...... لطفا در پست بعدی حتما با من همراه باشید. خبرهای جالبی از شعر خراسان دارم
....
